عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

696

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

طوعا و اما كرها بر هيچكس اكراه نيست از اهل كتاب و مجوس و صائبان اگر جزيت در پذيرند . و آن عرب كه بر ايشان اكراه رفت از آن بود كه امتى امّى بودند و ايشان را كتابى نبود كه ميخواندند ، و مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم ميگفت « اهل هذه الجزيرة ! لا يقبل منهم الّا الاسلام » اكنون مسلمانان با اهل كتاب قتال كنيد ، تا مسلمان شوند ، يا جزيت در پذيرند ، چون جزيت پذيرفتند ، ايشان را بر دين خويش بگذارند و بر دين اسلام اكراه نكنند . و گفته‌اند معنى اكراه آنست كه هر چه مسلمانان را بناكام بر آن دارند از بيع و طلاق و نكاح و سوگند و عتق ، آن لازم نيست و اليه الاشارة بقوله صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : « رفع عن امتى الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه » و تفسير اول در حكم آيت ظاهرترست ، از بهر آن كه بقيت آيت با آن موافق ترست . قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ - اى قد ظهر الايمان من الكفر و الهدى من الضلال و الحق من الباطل ، حق از باطل پديد آمد و راست راهى از كژ راهى پديد شد بكتاب خدا و بيان مصطفى ، راست راهى در متابعت است ، و كژ راهى در مخالفت . قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « من يطع اللَّه و رسوله فقد رشد » فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ - الآية . . . - هر پرستيدهء كه پرستند جز از اللَّه ، همه طاغوت‌اند ، اگر از شيطان است يا صنم يا سنگ يا درخت يا حيوان يا جماد . و گفته‌اند - طاغوت هر كسى نفس امارهء اوست كه ببدى فرمايد و از راه ببرد - و الطاغوت ما يطغى الانسان ، فاعول من الطغيان - ميگويد هر كه بطاغوت كافر شود و باللّه مؤمن دست در عروهء وثقى زد ، عروهء وثقى - دين اسلام است با شرائط و اركان آن . و گفته‌اند قرآن است . قال مجاهد - بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى الايمان . لَا انْفِصامَ لَها قال لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ يعنى انها لا تنقطع ما دام مستمسكا بها الّا ان يدعها هو - و قال مقاتل بن حيان : - لَا انْفِصامَ لَها دون دخول الجنة . و قيل « العروة الوثقى - اتباع السنة » يدل عليه ما روى على بن ابى طالب ع قال - قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « لا يصلح